تبلیغات
بهار سبز - پیش ازشعرشروع شدم ،باتو




بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 5 تیر 1395



هزارسال پیش از شروع شعر
من خواب بودم
وخواب من
پربودازپولک وپرنده وپروانه
وتونمی دانستی
باورکن من
هیچوقت چشم های تورابه هیچکس نگفته بودم
اما
نمی دانم چرا مادرم هرصبح نام کوچک تورامی دانست
آن روزها دهان تو
بوی مدادرنگی می داد
وچشم هایت
طعم آلاسکاچوبی دربعدازظهرمرداد
دستهای من بوی یاس گرفتند
توبهاررامی شناختی
باباران نسبتی نزدیک داشتی
دلتنگی ابرهارامی فهمیدی
امانگفتی
بادآمد
یادت هست؟
بادبادک کهنه تورابرد
وروسری گلدارآبی من را.....



بهانه نوشت:قطره قطره آبم کن مثل آدمک برفی\زیرهرم چشمانت بی سلامی وحرفی


دلتنگی نوشت:بلندبلندبخوان همان آوازی راکه من دوست داشتم






برچسب ها: شعر، باران وگلی، پیش ازشعر، چشمهای تو، بوی باران،
ارسال توسط ماریا
آرشیو مطالب
نظر سنجی
بهار سبز تا چه اندازه سبز است؟






صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin
set as your home page