بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 شهریور 1395




دست‌هایتان را آماده كنید
پاییز نزدیک است!
باید گره بخورد
در دست‌هاى كسى كه سال‌ها
انتظارش را كشیدید..
جانِ عزیزتان
پاییز را دو نفره آغاز كنید!






برچسب ها: پاییز، هوای دونفره، پاییزعاشق است، شعر، شعرکوتاه، شعرسپید،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 9 مهر 1395


نمی دانم به تعبیر کدامین خواب

از التماس کدامین شب بود 

نمی دانم چند هزار سال در پی ات بوده ام

چند دریا در تاریکترین گوشه ی جهان گریسته ام

که خدا اینگونه دنیا را در تو 

متولد کرد

و تو را در من.. نمی دانم که هستی؟

از کجای آسمان می آیی؟

در نگاهت چه هست 

که مبهوت تو 

در خواب هم رهایت نمی شوم..؟ تو 

پیامبر منی

حضورت معجزه ی من است

باید جای قدمهایت را وجب وجب بوسید

باید تا ابد در آغوشت کوچک ماند 

باید ماند و تو را فهمید

که هیچ خدایی چنین مخلوقی نیافریده 

است.. تو پیامبر منی

مرا به لحظه ی تولدت ببر

به لحظه ی ت و ل د ت

بهترین اتفاق زندگی!






برچسب ها: تولد، پیامبرمنی، معجزه آمدنت، شعر، شعرنو، شعرسپید، شعرامروز،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 شهریور 1395



من 
روز خویش را 
با آفتاب روی تو 
کز مشرق خیال دمیده است
آغاز می کنم!


من 
با تو می نویسم و می خوانم
من

با تو راه می روم و حرف می زنم
وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست

من
جای راه رفتن 
پرواز می کنم !

آن لحظه ها که مات 
در انزوای خویش
یا در میان جمع
خاموش می نشینم
موسیقی نگاه تو را گوش می کنم!

گاهی میان مردم 
در ازدحام شهر
غیر از تو هرچه هست 
فراموش می کنم ..!

فریدون مشیری




برچسب ها: فریدون مشیری، شوق پرواز، شعر، شعرنو، شعرامروز، اشعار فریدون مشیری،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395
اگر شهریور دل به ماندن داشته باشد و پای رفتنش لنگ شود ،
خیابانها هم تن به نارنجی پوشی ندهند 
و
 کبودی آسمان دلتنگ پاییز نشود
حتی اگر
انار ها هم میل رسیدن نکنند ،
پاییز خواهد آمد...
خواهد آمد و صدای گام هایش
دل برگ های هر درخت را خواهد لرزاند
و 
 برای هر پرستو آهنگ کوچ را خواهد نواخت

دل که مستِ عطرِ باران شود ،
شعر که ولوله برپا کند در سرت
و قدمهایت که هم آهنگ با ترنم خش خش شوند ،
پاییز هم از راه می رسد...
و
جایی میان تنهای ات لانه میکند....

ساقه ی عریان شب را 
به طلوع نگاهی پیوند باید زد
تا دل از سردی خزان نگیرد...
که پاییز یعنی پنج قندیل در دست من گرم شود به هرم دستهای تو
پاییز یعنی من 
که بی تاب قراری از تو باشم...




برچسب ها: پاییز، پاییزی آید، خزان، شعر، شعرسپید، دلسروده،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 8 شهریور 1395


باید به خرمالوهای کال سربزنم...
به انارهای سبز...
به آدمهای ناپخته...

به آنها که هنوز عاشق نشده اند،
بگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتاد
بگویم که پاییز در راه است!





برچسب ها: پاییز، پاییزدرراه است، شعر، شعرکوتاه، شعرامروز، شعرنو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 7 شهریور 1395


بایدازسمت خدامعجزه نازل بشود
تادلم بازدلم بازدلم ، دل بشود


ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395

باران نوشت : 
به بودنت که فکرمی کنم
ذهنم بوی یاس می گیرد
چه زودگذشت
فکرش رامی کردی شش ساله شویم؟
علاقه جان
بایدیه تومی گفتم
قبل ازتو،
مردادم مرداب بود
ولی ترسیدم نگرانم شوی
ولی ازوقتی که خدا برایم
روزی سه نوبت قرص ماه روی توراتجویزکرد
خوبه خوبم
امروزبرگه های ششمین دفترچه ی خاطره هایم تمام شد
ومن هفتمین دفترچه رابازمی کنم
به نام خدا........
گلی نوشت:
مثل باران های بهاری
آرام وبی صدامی آیی
درخاطرم می نشینی
هرچه می نویسم عطرتورامی گیرد
به آسمان بگودستش را
ازروی چشمهایم بردارد
برای دوست داشتن تو
یک بار زندگی کافی نیست
تومثل درخت بوی صبح می دهی
ومن ازتمام روزهای هفته
سه شنبه ای را دوست ترمی داره که
تو آمدی
بارهاازتونوشته ام
بارهاتوراسروده ام
اماعشق شایدچشمهای توباشد
چشمانت داستان دیگریست
این چشمهای تو بودکه 
شاعرم کرد
حتماهمین حوالی هستی
کلمات بوی بهارنارنج می دهند......

بهارسبزنوشت :
سه شنبه هارادوست دارم
اگرسبزبپوشی دوست تر
انگار که هرچه دخیل بسته ام
تن کرده ای
انگارازتمام آرزوهایم
ناگهان برآورده شدی
سه شنبه ها
عجیب بوی دعاهای مرامی دهی




برچسب ها: شعر، شعرباران، شعرگلی، روزما، روزتولد، بهارسبز، باران وگلی،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395


روبه ماه آمدنت
احساس گرمایی
دستانم را فراگرفته است
آن جنان درتوفرورفته ام
که بانفسهای نکشیده ات آشناهستم
من سکوتت راهم می شناسم
می شودباتوعاشق بود
وتورادرهوای نبض پروانه هاحس کرد
می شودسرخوشانه در
لابلای خنده هایت گم شد
می شوددرعبورازعرض رودخانه
به لهجه محلی بازتورابوسید
ودرسایه ی بیدمجنون برایت لقمه گرفت
من همه همهمه های سرخ شقایق را
به جان می خرم
مردادکه می شود
دلم برای تو تنگ ترمی شود


دلم نوشت:دوست داشتن تو لبخندخداست
گلی نوشت:ازمن حداقل حرفایم برایت به یادگاری ماند
بهارنوشت:دوستت دارم از همیشه تاهنوز




برچسب ها: ماه مرداد، ماه آمدنت، ماه آمدنت را دوست دارم، شعر، دلسروده، دلنوشته، شعرنو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395


جدایی پرنده ای ست
که پرش را بین من و تو گسترده ست
همه ی پرها تیره
همه ی روزها
بی تو تیره
شب ها می لرزند
پرهای پراکنده
در آسمانند
وقتی تو بیایی
پرهای طلایی با هم به آفتاب تبدیل می شوند
و پرنده می میرد

بهانه نوشت:دلتنگ یک نیم نگاه توام کجایی؟؟!!!





برچسب ها: دلتنگی، یک پرنده، شعر عاشقانه، بدون تو، شعر،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1395


می‌دانم نمی‌دانی

چقدر دوستت دارم

و چقدر این دوست داشتن

همه چیزم را در دست گرفته است

می‌دانم نمی‌دانی

چقدر بی آنکه بدانی،

می‌توانم دوستت داشته باشم،

بی آنکه نگاهت کنم،

بی آنکه صدایت کنم،

بی آنکه حتی زنده باشم

می‌دانم نمی‌دانی

تابه‌حال چقدر دوست داشتنت

مرا به کشتن داده است!



بهانه نوشت:کجای دنیادلت گرفته است که نیمه ی

تابستان هم دل آسمان ابری ست وهی می بارد؟!!





برچسب ها: شعر، شعرعاشقانه، شعرنو، شعرامروز، می دانم که نمی دانی، دوستت دارم،
ارسال توسط ماریا
(تعداد کل صفحات:194)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
بهار سبز تا چه اندازه سبز است؟






صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin
set as your home page