تبلیغات
بهار سبز




بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393
مرداد که می شود

تمام من

"تو" می شود





پیوند ثابت به تصویر جاسازی شده


ماه آمدنت را دوست دارم........



طبقه بندی: عاشقانه ها، 

برچسب ها: مرداد، ماه مهربانی، ماه آمدنت، شعر، شعرکوتاه،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393
شعمدانی ها کنار پنجره

به تو فکرمی کنند

من ..............به آفتاب

و بالندگی اش درصبح

به تو

که آفتابی برای من

و شعمدانی هایم





دنبال هیچ دلیل خاصی نباش

اتفاق عجیب اینجاست

هرکجا می روم

تو یک طورهایی همان حوالی دیده می شوی

بعضی به زورحرفم را باور می کنن

می پرسند:

مگر می شود یک عمر زیر باران زیست و خسته نشد...




من نوشت: سلام ...باهمان طراوت وتازگی اولین روز....سلام علاقه ی همیشگی ام

دل نوشت: انقدرمنحصربفردی که شک ندارم اپرانگشت خداهستی!

گلی نوشت پنجمین بهاربودنت راجشن می گیرم ...باش همیشه باش مهربانم

بهانه نوشت: چه فرقی می کندکجاباشم؟ من که جزتو چیزی نمی بینم...

پانوشت: دیگربرای ازتو گفتن کلمات کفایت نمی کند باید رقص یادبگیرم!!!



طبقه بندی: باران و گلی،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: عاشقانه، دلسروده، بهارسبز، همین حوالی، باران مهربانی، بارانی،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393



انگار چیزی توی سینه‌ام گیر کرده، چیزی شبیه به نبودن‌های تو...

کاغذ و خودکارم را برمیدارم، می‌نویسم تا چیزی که شبیه به نبودن‌های توست

گیر نکند توی سینه‌ام، صدایت می‌زنم، بیرون می‌آیی از توی قلبم،

سُر میخوری توی بلندترین رگ‌ دست راستم، می‌رسی به انگشت‌هایم،

گم می‌شوی توی سیاهی‌های خودکارم، می‌شوی جان کلماتم،

می‌شوی شور نوشته‌هایم، می‌شوی شهزاده‌‌ی زرین کمر قصه‌ی سیصد و سی و پنجمِ هزار و یک شبم.

 می‌شوی خیال کوچکم، قد می‌کشی توی اتاقم،

می‌شوی خود خود خورشیدی که هر روز صبح طلوع می‌کند پشت پنجره‌ام+،

می‌شوی روشنی روز‌هایم وقتی که نگاهم می‌کنی،

می‌شوی شپ پره‌ی کوچک راه گم کرده‌ام، میشوی منِ توی آیینه‌ام،

می‌شوی ماندگاری عکس توی قاب خاک گرفته‌ام،

می‌شوی باران بهاری که درست ساعت ده و بیست و یک دقیقه‌ی

بیست وچهارم مردادماه نم نم بارید توی خیالم،

می‌شوی سرانگشتان مهربانی که طرح لبخند می‌کشند روی لب‌هایم،

می‌شوی همان «لحظه‌های پر اوج»، می‌شوی دلبری‌هایم،

 می‌شوی تمام فیروزه‌ای‌های سطر‌هایم، می‌شوی حلاوت اعتراف‌هایم،

می‌شوی تعبیر بوی خوش پیچیده توی لحظه‌هایم، می‌شوی سایه‌ی روزهای بارانی‌ام،

می‌شوی خواب شیرین عقربه‌های ساعت طلایی شماطه دارم

که تیک تاک پر کنایه‌اش نبودنت را انعکاس ندهد هر لحظه توی تصویر خیس و لغزان توی چشم‌هایم،

می‌شوی تاریکی شب‌هایم وقتی که می‌بندی چشم‌هایت را،

می‌شوی عجز صدایم وقتی که می‌خوانمت، می‌شوی شوری لبخند‌هایم،

می‌پیچی توی بغض‌های فرو خورده‌ام، می‌شوی دلهر‌ه‌ی سطرهای پایانی‌ام،

 می‌ترسم، می‌ترسم قصه‌ام به پایان برسد،

می‌ترسم جل و پلاست را جمع کنی و بیرون بروی برای همیشه از نوشته‌هایم.

 قصه ناتمام می‌ماند، من می‌مانم، تو می‌مانی،

انگار چیزی توی سینه‌ام گیر کرده، چیزی شبیه به نبودن‌های تو...

روزهای آمدنت را دوست دارم.....همیشه بمان



طبقه بندی: باران و گلی،  دلم نوشت.............، 

برچسب ها: میلاد، روزآمدنت، دوستت دارم، بامن بمان، دلنوشته، باران، گلی،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 مرداد 1393
با واژه ها که همآغوش می شوی

 گل های شعر من

 پروانه می دهند





آغوشم بگیر

 چون پیراهن که تنم را

 و درختی که بهار را

بعد از فصلها دوری...






پیوند ثابت به تصویر جاسازی شده


گل سرخ کوچک من !

چه ساده می توان برایت

مرد ....





طبقه بندی: اشعار عاشقانه آزاد، 

برچسب ها: احساس، شعر، شعرکوتاه، پروانه های احساس، آغوش تو، عتشقانه ها،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393
پیوند ثابت به تصویر جاسازی شده


مثل باران های بی اجازه؛

 وقت و بی وقت،

 در هوایم پراکنده ای؛

و من بی هوا، ناگهان

 خیسم از تو



طبقه بندی: باران و گلی،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: شعر، شعرکوتاه، باران، بارانی، خیسم ازتو، خیس ازباران، عاشقانه،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393


ایمان دارم

فاصله پایان میگیرد.

اگر نه

پس چرا با این همه جاده ی بی انتها

زمین

همیشه جلوتر از جاده ها

به وصال خورشید میرسد.



من نوشت:آمدنت پراز لحظه های زیبای بودن، ماندن....جا.دانه شدن

شب نوشت: خوابت راکه می بینم دیوانگی ساده ترین اتفاق لحظه هاست..

بهانه نوشت: من اگرخدابودم به جای زیتون به چشم های توقسم می خوردم




طبقه بندی: باران و گلی،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: فاصله، شعر، وصال خورشید، جاده،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393


هدیه ام از تولد

گریه بود

خندیدن را تو به من آموختی

 

سنگ بوده ام

تو كوهم كردی

برف بوده ام

تو آبم كردی

آب می شدم

تو خانه دریا را نشانم دادی

 

می دانستم گریه چیست

خندیدن را

تو به من هدیه كردی


شمس لنگرودی




طبقه بندی: گزیده ای از اثار شاعران، 

برچسب ها: شمس لنگرودی، شعر، شعرکوتاه، هدیه، تولد، هدیه تولدم،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393




در فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دارم.

آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من بده

روشنی آب و شراب را

آسمان بلند و کمان گشادهی پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را

در پرده یی که می زنی مکرّر کن.

در فراسوی مرزهای تن ام

تو را دوست می دارم.

در آن دور دست بعید

که رسالت اندام ها پایان می پذیرد

و شعله و شور وتپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند

و هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد

چنان روحی که جسد را در پایان سفر ،

تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد…

در فراسوهای عشق

تو را دوست می دارم،

در فراسوهای پرده و رنگ.


در فراسوهای پیکر هایمان با من وعده ی دیداری بده !

                                             احمد شاملو







طبقه بندی: گزیده ای از اثار شاعران، 

برچسب ها: شاملو، اشعارشاملو، ترادوست می دارم، عاشقانه های شاملو، بهترین های شاملو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393

















 مصاحبه با آیدا در سالگرد درگذشت احمد شاملو
غروب « بامداد »
آنچه در جریده فخیمه « شرق » در 31 تیرماه با عنوان غروب « بامداد » به چاپ رسید قیچی شده این مصاحبه است كه اكنون در وب سایت رسمی « احمد شاملو » منتشر می شود ...
«نخست نویسنده و شاعر شدیم و بعد به فراگرفتن زبان فارسی پرداختیم . » این ها را « شاملو » برای مجله « لوح » به سردبیری « محمد قائد » می نویسد با این عنوان « نمی دانم مدرسه به چه درد می خورد » . كارنامه كلاس هشتم « شاملو » هم گواه این ادعای او است .



ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخ ادبیات ایران، 

برچسب ها: شاملو، اشعارشاملو، بیوگرافی شاملو، درگذشت شامل، آثارشاملو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393
آنقدر دوستت دارم

که پروانه ها گیج می شوند

گل ها تعجّب می کنند

و باران دلش آب می افتد !






پیوند ثابت به تصویر جاسازی شده


مثل رنگین کمان

 که پاداش باران ست

عشق که می بارد

توپیدامی شوی!






طبقه بندی: عاشقانه ها،  باران و گلی، 

برچسب ها: باران، رنگین کمان، دوستت دارم، عاشقانع، شعرکوتاه،
ارسال توسط ماریا
(تعداد کل صفحات:179)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
بهار سبز تا چه اندازه سبز است؟






صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin
set as your home page