تبلیغات
بهار سبز




بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 24 اسفند 1394





دراولین روزبهار
دلم هوای توراکرد
وتاصبح
پشت پنجره
برای تولدیک غنچه که بوی تورادهد
بیدارماندم


دردومین روز
تورادیدم که قلبت رابه باغچه بخشیدی
باغچه گل داد
وگل بوی توراداشت
من
سربربالش گذاشتم
وخواب تورادیدم......




برچسب ها: بهار، بهارانه، بوی گل، خواب تورادیدم،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395

توامروزآفتاب خوردی
وکمی آسمان باطعم کبوتر
شکوفه هاکه چاقاله بادام شوند
عطرتوتمام کوچه های ماراپرمی کند
پروانه هابه شانه های بادبوسه می زنند
همین ترانه کافی ست
همین فصل که بوی چشم های تورا دارد
باورکن
با توهمیشه
«اردیبهشت»
بهشت است


زندگی نوشت:وقتی نیستی زندگی حرفی برای گفتن ندارد

گلی نوشت:بیچاره یعنی
دل بیقرار آفتابگردان وقتی که شب می شود




برچسب ها: فصلی باتو، اردیبهشت چشمانت، عاشقانه، شعر،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395


بادست هایت فصل ورق میخورد
من
وشعمدانی ها
پشت پنجره ازشوق سرمیرویم
می دانیم بهارپشت درایستاده است
حتماتو
نشانی این خانه را به باران داده ای
واژه هابه احترام تومکث می کنند
من شعرهایم را درباغچه میکارم
حالا کافی ست نام توراببرم
درخت ها، به جای خود
انگشتانم نیزجوانه می زنند
وبهار
انگشت به دهان
حسرت می برد
به بهاری ....که منم...!


گلی نوشت: دوست داشتن توچقدرشیرین است
درست مثل آبنبات بچه گی هامون
باران نوشت: بی بهانه دوستت دارم شبیه بارانهای سرزده ی بهار





برچسب ها: شعر، دلسروده، بهاری، دختربهار، ازجنس بهار، شعربهار،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395



دارد همین لحظه بهارازابتدای کوچه ی مامی گذرد
بادبوی بالهای کسان من می دهد
ازانحنای تنگ ماهیهازل میزنم به آسمان
همخوانی نورودعاوترانه
من این ستاره بازی نوبرانه را دوست دارم
بغض لحظه ی تحویل سال را دوست دارم
پدرنمازمی خواند
خانه بوی اطلسی می گیرد
روبه راهم،به راه تو
به راه شمال،به راه جنوب
خسته نیستم
می خواهم هرازگاهی
به این آینه و شمعدان خیره شوم
تورا دوست دارم
عیدانه ام را گرفته ام
همین که صدای بابامی آیدکفایتم می کند
همین که انحنای تنگ ماهی به سمت آسمان است
کفایتم می کند
حالم خوب است
همین که بغضم می ترکد
یعنی حالم خوب است
وتوپیدایت می شود امسال
وچه دلشوره هاکه شیرین کنم به پاقدمت
وتوپیدایت می شود امسال


گلی نوشت:قراربودبه جای اینهمه دل،دل دادگی کنیم
قراربودبادلهایمان عاشقی کنیم،جوانی کنیم که نشد





برچسب ها: عیدانه، امسال توبازمیگردی، حالم خوب است، شعر، دلسروده، روبه راهم، به سمت تو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 فروردین 1395

دلتنگ تو هستم
نه آمدن شکوفه های نارنج
نه بارش بارانهای بهاری
ونه حتی لبخندت دراین قاب عکس
جای خالی توراپرنمی کند
حالم را خوب نمی کند
بیدارشو
دلم آغوش گرم رامی خواهد
نوازش دستان پرازمهربانی تؤرا
دوسال گذشت
اما
نه من ونه این بهار
به نبودنت عادت نکرده ایم
بیدارشوبابای مهربانم
من دراین بهاربی شکوفه دلم تنگ است

دلتنگی نوشت:کاش بهارنبودولی توبودی
بهانه نوشت:خدایاامشب برای یک لحظه هرامهمان لبخندش کن
ته نوشت:باران تمام شد آسمان آبی ست ولی باران چشمهایم تمامی ندارد




برچسب ها: دلتنگی، شعرم برای توست، بابای خوبم، شعری برای پدر، سوک پدر،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 فروردین 1395


حوصله کن بانو
فردا
خداگلی به گیسوانت خواهدزد
که عطرش جوانه های شوق را
درسرانگشتان درختان باغ سبزخواهدکرد
وبهار
ازپیراهن توآغازخواهدشد
خورشیددرنگاه توست
کافی ست پلک بگشایی
خداپشت پنجره لبخندمی زند
وباران
میلاددوباره ی بهاراست



نوروزبهانه است
طبیعت
برای خوشحال کردن تو
بازجان می گیرد
این بهارهم برنگردی
من وگلدان پشت پنجره
باهم می میریم




برچسب ها: بهار، میلادبهار، باران بهاری، شعر، دلسروده،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 اسفند 1394



باران که می بارد
می دانم معجزه
درراه است
حتی وقتی هم نیستی
این خانه
گرم ازحضورتوست
خیالت
پرده هاراکنارمی زند
گلدانهاراآب می دهد
وبرای بی قراری ماهی ها
ترانه می خواند
کافی ست ازراه برسی
در را بازکنی
تاهجوم عطرگلهای منتظر
آغوشت رالبریزکند



آسمان نوشت:باران بوی توراگرفته است یاتوبوی باران می دهی؟
فصل نوشت:بیابه هم دروغ بگوییم من می گویم بهارشده توباورکن بیا
بهانه نوشت:جای خالیت باهیچ چیزپرنمی شودکاش آبی بودم که پشت سرت ریختن




برچسب ها: انتظار، باران وگلی، گلهای منتظر، شعر، دلسروده، شعرنو، عطرگلها،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394


هرشب 
کسی درمن بیدارمی ماند
بی قرار،راه می رود
آوازمیخواند
برای قلب کوچک پروانه ها
برای سرگردانی آفتاب گردانها
که قبله راگم کرده اند
درپاهای من بادمی دود
حسی
شبیه بیقراری آخرین نفس برف
شبیه تب تنداولین
عشق......
اولین......بوسه....
درخوابهایم
پرنده آسمان رامی فهمد
سکون ازبالهایش رفته است
پرنده می داند
اوج آخرین راه است


کجایی
که من نیستم؟
راههای بی نشان ،که رفته ایی
گلهای باغچه که کاشته بودی
ازیادبرده ام
دیگرصدایم نکن
به خیالم حتی سرنزن
کسی پی گیرباران نیست
بادهاباخویش درگیرند
تامرابخوانی
پاییزازسرشعرهایم گذشته است
تامرابدانی
من درتوتمام شدم
این بار
توبمان
من می روم




من نوشت:شعررازمین می گذارم وخودم راپشت ورومیکنم!
شعرنوشت:بهترآن است که برخیزم\رنگ رابردارم
وروی تنهایی خودطرح مرغی بکشم
زندگی نوشت:دل دل نکن دستت رابگذارروی دلم
هنوزگنجشکهامیخوانندروی این طاقچه





برچسب ها: شعر، دلسوده، قاصدک درباد، ابری بارانی، راهای بی نشان، باددرپا،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1 اسفند 1394



یادم هست
مادرم انگشتانم را
به انگشتان درخت حیاط می بست
وبرای بلندشدن
بادرختان همسایه هم ردیفم می کرد
تاشاعرشوم!
خوب یادم هست
روی چادری که مدرسه برایم دوخته بود
ستاره گلدوزی می کرد
تاوقتی که دیدم
باماه هم آغوشم
وشب
برای همیشه ازپشت پنجره اتاقم سقوط کرد
تاجایی که یادم هست
مادرم خودکارم راازباران پرمی کرد
ومن هرچه می نوشتم
جوانه می زد
اتاقم جوانه می زد
سکوتم جوانه می زد
تااین که
بزرگترشدم
و
روبه روی جنگلی ایستادم که سبزنبود
ودرختانش هیزمهای تری بودند
برای نشان دادن آتش
انگشت اشاره نداشتند......!



دل نوشت:کجاست عشق چراپیدایم نمی کند؟
من نوشت:ناشناس وغریب مانده ام میان شما




برچسب ها: جوانه، جوانه ی سبز، جوانه ای درسکوت، شاعر، شعر، دلسروده،
ارسال توسط ماریا
(تعداد کل صفحات:191)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
بهار سبز تا چه اندازه سبز است؟






صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin
set as your home page