تبلیغات
بهار سبز




بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 6 فروردین 1396


کانال شعر و دکلمه های بهارسبز
با دکلمه های از شعرهای بهار سبز

https://telegram.me/bahar_sabz




اینجا باران خاطره می بارد.... بدون چتر وارد شوید..

که چترها

توهینند به اسمان




ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 26 آبان 1396

ازکوچه 
تاحیاط
ازحیاط
تاایوان
شعمدانی میشدی
ومن
پنجره ام رابه هوای توبازمیکردم
دریا
دریا
ازمن کم شدی
سرم گیج رفت
ونبودنت را
چقدرباران شده ام
درخانه ای که سالهاست بوی شعمدانی نمی دهد



بهانه نوشت:
بایدبرم
دلتنگ که شدی
گلدان کوچک پشت پنجره راببوس!
من یک روز
که خیلی دلتنگ بودم
دلم راهمان جا
خاک کردم



طبقه بندی: عاشقانه ها،  دلتنگی ها،  زمستانه،  شبانه،  باران و گلی، 

برچسب ها: شعر، شعرنو، شعرسپید، شعمدانی، عطرشعمدانی، پابه پای بهانه،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1396



زمانش رسیده است،زمان بایستدومابریم
گفتی بنویس
نوشتم...
کسی جزمن نمی فهمدنوشته هاچه می کندبامن
شک دارم خداهم بداندچه مزه ای دارداینکه کسی کوچه، کوچه
دورترازتودردت رالمس کند
بگو
دستهای تواعجازکدام پیامبرنیامده هستندکه خراشهای
این تخته سنگ رابی آنکه نشانت داده باشم ازحفظ اند؟!!
کدام بادشمالی مرابه گوش توخوانده است؟هان؟؟
من که اینجاهرشبم رادرجدارپنجره ای همیشه بسته 
به دیواری تکیه می دهم که پشتش به خالی گرم است!
زمین کره ی توقف نیست
حتی اگربه طرزاحمقانه ای گردباشدبازهم نمی ایستم...نمی ایستی
مقصدی نیست ولی_راههای زیادی برای نرسیدن هست
که می شودبرعکس رفت!میدانی چه می گویم؟
مباداعشق وارونه ات کند!
وعشق شکفتن گل است
 که اگرگلی بخواهم بایدوارونه شوم
اززندگی بخواه که مراوارونه نکند
بخواه که مراهمینطوربخواهد
دختری که دلش رازیرپایش گذاشته تادستش به طاقچه زندگی برسد
غافل ازاینکه عروسکش رامادربزرگ قصه گوخورده....
ولی این بارگریه نکرده ام....نمی کنم
تمام تناقضم رامی گذارم لای دیوان حافظ
تاآن روزکه توطلوع کنی ومن آغازشوم
درست بااولین نفس زمین
بااولین پرستوی مهاجر
ومست ازپنجره ای که چشمان خیس اش عطرتورادارد
همین مرابس است
سلام....!




برچسب ها: شعر، دلنوشته، دلسروده، نامه های من، پنجره وتو، متن ادبی،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1396

یک روزبلندمی شوی ومی بینی
بادهمه چیزراباخودبرده است
خانه دیگرجای زندگی نیست
وعزیزم کلمه خوبی برای یک خداحافظی!
غذاروی اجاق می ماند
وچای های دونفره سردمی شود
من برای همیشه ترکت کرده ام
گلدان هایم راآب بده
وسهم گنجشک های لب پنجره را
ازنان هایی که سرمیزصبحانه،دست نخورده
باقی خواهدماند!


پاییزنوشت:برگ هادلنوشته های پاییزند
بهانه نوشت:زندگی یک بوسه ی ناگهانی ست
هنوززمزمه می کندعطرتوراخانه
آسمان نوشت:وقتی رفتی نمی دانم به گل آب دادم یادسته گل به آب!



طبقه بندی: شبانه،  زمستانه،  دلتنگی ها، 

برچسب ها: شعر، شعرامروز، شعرسپید، شعرنو، عاشقانه، دلسروده، یک پنجره تاتو،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396


مثل دانه ای
پرازاشتیاق روییدن
به خواب پرنده می روم
وبهار
برای همیشه
پای پنجره می ماند


دکترها
بی خودی به آلودگی ربط می دهند
'آسم"
اسم کوچک "دل"  "تنگی"است
که تنها
به تومربوط می شود



طبقه بندی: باران و گلی،  زمستانه،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: شعر، شعرسپید، شعرنو، شعرعاشقانه، دلسروده، عاشقانه ها،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 24 مرداد 1396

چشم هایت
اگررخصت بدهند
پشت تمام عشق ها رابرخاک خواهم مالید
تمام پیاده روهاراقرق خواهم کرد
همه باران های دونفره رارزرو
وتمام قرارهای
دونفره رابه هم خواهم زد
ازامروز
تاهرزمان که باشی
عصرهای پنج شنبه
تمام میزهای دونفره
به وقت من وتوست
رخصت بدهی
دیوان،دیوان شعرمی شوم
بازارپروین وفروغ راکساد
وپرتیتراژترین شعرهارارونمایی خواهم کرد
دنیااعتراف خواهدکرد
که ازچشمش افتاده ای
درمیان دستهایم شعرشده ای
رخصت بدی
چشم درچشم خدا
تمام سیب های سرخ را
به سلامتی ات خواهم چید
وحواراازگناهش تبرعه خواهم کرد
تمام مساجدرابه اعتکاف خواهم نشست
تقدیرم راتغییرخواهم داد
وتو
صدای اعتراض خدارا
خواهی شنید


دل نوشت: بهارسبزهفت ساله شدروزی دانه ای کوچک بودی
اینک درختی بزرگ سایه سبزت رادوست دارم
شعرنوشت: درفراسوی مرزهای تنت دوستت دارم
درآن سوی پیکرهایمان بامن وعده ی دیداری بده!
گلی نوشت: علاقه ی همیشه وهنوزم علاقه ی همه روزهادوستت دارم
باران نوشت:دستت را به من بده بیا برویم آنسوی زندگی




طبقه بندی: عاشقانه ها،  باران و گلی، 

برچسب ها: دوستت دارم، شعرعاشقانه، باران وگلی، دلسروده، فصل عاشقی، بهارسبز،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396
بیزارم
ازفیس بوک ،گوشی
هرشبکه
رشته سیم، یابی سیم
که رسانای صداوتصویراست
بی هیچ احساسی!
بیامثل انسانهای نخستین
زیردرختی
یاسایه سنگی
سراسیمه بغلم کن
درگوشم حرف بزن
ومن
تاپایان تمدن
توراببوسم.....

بهانه نوشت: کمی ازعطرنگاهت را برای این روزهای بی رنگی پست کن!
دلتنگی نوشت: پابه پای هم پیرشدیم!
من وخیال تو.....
ته نوشت:هیچکس پی گیرباران نیست
تامرابیابی پاییزازسرشعرهایم گذشته است




برچسب ها: دلتگی، شعرسپید، شعرنو، دیرمی شود، حرفی بزن، دلسروده، شعرامروز،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396


سلام علاقه ی خوبم
دلم برایت تنگ شده است
دلم مثل گلدانی بی تجربه
همه ی شادابی اش رابه دست فراموشی سپرده است
بگوکی بازمی گردی!؟
به درک که نمی شوددوستم داشت
برای ماه گل می برد
زنی بادستان کم حجم ترانه ای
وازآن دورتر
صدای کم سوی بادمی آید
مگرمیشود بانبودن هایت ساخت؟؟
دلم معجزه می خواهدعلاقه ی همیشگی ام
دلم پیراهن صبوری می خواهد
که محکم بغلم کندوبگوید
چیزی نشده عزیزجان...چیزی نشده!
نگاه کن علاقه جان
نگاه کن
ازآخرین باری که ابری بهانه کردو
میراث چتری رادرگوشه ی اتاق کوچک به جای گذاشت
چندپنجره بیشترنگذشته است
ازآخرین باری که گیسوانم
مسیربادراعوض کرد
ازآخرین باری که زیرهمان چندپلک ساده
ودرآستانه ی دوباره ام.....گریه کردم
واین خوب نیست
اصلاخوب نیست
که شمعی بخاطرمن بمیرد


گلی نوشت:بی بهانه لبخند بزن زندگی را
ماه من وتوست ومن هنوزوهمیشه دوستت دارم



طبقه بندی: باران و گلی،  زمستانه،  دلتنگی ها، 

برچسب ها: باران وگلی، شعرعاشقانه، شمعی درباد، شعر.دلسروده، شعرنو، شعرسپید، علاقه،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 مرداد 1396

همان كافه همیشگی
همان قهوه تلخ همیشگی
ومثل همیشه سفر می كنم
با تلخی قهوه
به خیالات محال
خیال می كنم
یك ان تو میایی
دركافه ایی مه الود است با عطر نسكافه وقهوه
روبرویم می نشینی
سلام می كنی و من می خندم
حال روز های گرم تابستانت چگونه است
قهوه یا نوشیدنی دیگری
خوب از روزهای گرم تابستان بگو
از نبودن ها
از دوری ودوستی ها
حال من با خیالت خوب است
نگران نباش...


طبقه بندی: عاشقانه ها،  شبانه، 

برچسب ها: عاشقانه، علاقه جان، شبانه، کافه، قهوه، خیال، بهترسبز،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 مرداد 1396



هرلحظه سرگرم بودنت....
بانسیمی ازهزارباغ بهشتی ات
دراین آسمان صاف
این انگارواقعیتی ست
آمدنت رادوست دارم
ماندنت رابیشتر!
ای پیچک پیچیده درآغوش
باتوتمام من دیدنی ست


من نوشت:مردادکه میشودتمام من، تومیشود
ماه آمدنت رادوست دارم
بهانه نوشت:نمیدانم چراوقتی ازتومی نویسم قلمم'گاغذم خودم
به شوق می آییم!
ته نوشت:کوچه بی تودل تنگی داردکاش بازگردی زود



طبقه بندی: بهارانه،  باران و گلی،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: شعر، دلسروده، شعرسپید، ماه آمدنت، شعرعاشقانه، ماه آمدنت رادوست دارم، دوستت دارم،
ارسال توسط ماریا
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1396

جایی امن
درژرف ،اندیشه هایم
اقیانوس همیشه ناآرامی ست
به اسم خیال....
جایی که واژه ها
لال می میرند
تامگوترین رازمرا
هیچ موجی نرساند
به گوش سنگ ریزه های احساس
هرچنددنیای داشتنت
دنیای وهم وخیال است
اما.....
توواقعی ترین واقعی منی


فصل نوشت:من رسم پروانه شدن را
آموختم ازنیک وبداین دوران
آسمان نوشت:نمیدانم کجاپرستوی دلم کوچ را
ازخاطربرده است که تاهنوزدروجودم نرسیده ازراه بهار!
شعرنوشت:بازدرکوچه کسی عاشق باران شده است
این دروغ است ولی نام توعنوان شده است




طبقه بندی: باران و گلی،  عاشقانه ها، 

برچسب ها: شعر، شعرامروز، خیال، دنیای خیال، شعرعاشقانه، شعرنو، دلسروده،
ارسال توسط ماریا
(تعداد کل صفحات:197)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
بهار سبز تا چه اندازه سبز است؟






صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin
set as your home page